فرهنگ آریان‌پور

صعود

#۱۳۲٬۹۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

escalade

صعود، بالاروى، نردبان، پله متحرک

۲

ascension

صعود، عروج عیسى به آسمان، معراج

۳

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز

۴

bulge

برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن

۵

mount

سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ

۶

climb

بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن

۷

ascent

سربالایى، فراز، صعود، ترقى، عروج، فرازروى

۸

scramble

با دست و پا بالا رفتن، تقلا کردن، به زحمت جلو رفتن، تلاش، تقلا، کوشش، (تخم مرغ) املت درست کردن