واژههای فارسی←افسران پلیسفرهنگ آریانپورافسران پلیس#۱۳٬۲۹۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱policeاداره شهربانى، پاسبان، حفظ نظم و آرامش (کشور یا شهرى را) کردن، به وسیله پلیس اداره و کنترل کردنواژههای نزدیک در الفباافتضاح امیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح امیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح اورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح اورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح ایجادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح به بار اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر