فرهنگ آریان‌پور

صعب

#۱۳۲٬۹۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

arduous

دشوار، پر زحمت، پرالتهاب، صعب الصعود

۲

unwieldy

سنگین، گنده، بدهیکل، دیر جنب، صعب

۳

difficult

سخت، دشوار، مشکل، سخت گیر، صعب، گرفتگیر

۴

tough

پى مانند، سفت، محکم، شق، با اسطقس، خشن، شدید، زمخت، با دوام، سخت، دشوار

۵

killer

کشنده، قاتل

۶

strait

تنگ، باریک، دشوار، باب، بغاز، تنگه، در مضیقه، در تنگنا، تنگنا

۷

formidable

ترسناک، سخت، دشوار، نیرومند، قوى، سهمگین