فرهنگ آریان‌پور

صرفاً

#۱۳۲٬۹۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

purely

صرفاً، کاملاً، بکلى، منحصراً، به طور خالص یا یکدست یا بى گناه

۲

downright

صرفاً، محض، خالص، مطلق، (مجازى) رک، ساده

۳

only

فقط، تنها، محض، بس، بیگانه، عمده، صرفاً، منحصراً، یگانه، فقط بخاطر

۴

alone

تنها، یکتا، فقط، صرفاً، محضا

۵

merely

فقط، صرفاً، محضا، و بس، همین قدر