فرهنگ آریان‌پور

صرفا

#۱۳۲٬۹۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

purely

صرفاً، کاملاً، بکلى، منحصراً، به طور خالص یا یکدست یا بى گناه

۲

simply

بسادگى، واقعاً، حقیقتاً

۳

directly

دستور دادن، امر کردن (به)، اداره کردن، هدایت کردن، نظارت کردن (بر) ـ معطوف داشتن، متوجه ساختن، قراول رفتن، مستقیم direct

۴

exclusively

انحصارى، تنها، منحصر بفرد، گران، دربست، انتصارى exclusive