فرهنگ آریان‌پور

صرف

#۱۳۲٬۹۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sheer

صرف، محض، خالص، راست، تند، مطلق، به طور عمود، یک راست، پاک، بکلى، مستقیما، ظریف، پارچه ظریف، حریرى، برگشتن، انحراف حاصل کردن، کنار رفتن، کنار زدن

۲

declension

صرف کلمات، عدم قبول چیزى به طور مودبانه

۳

accident

حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد

۴

etymology

علم اشتقاق لغات، ریشه جویى، صرف

۵

inflection

(inflexion =) ـ خم سازى، خمیدگى، انعطاف، انحناء، صرف فعل، کجى

۶

conjugation

(دستور زبان) صرف، پیوستگى، ترکیب، گشنگیرى

۷

mere

دریا، آب راکد، مرداب، محض، خالى، تنها، انحصارى، فقط

۸

very

بسیار، خیلى، بسى، چندان، فراوان، زیاد، حتمى، واقعى، فعلى، خود آن، همان، عیناً

۹

arrant

بدترین، بدنام ترین، ولگرد، آواره

۱۰

change

عوض کردن، عوض شدن، تغییر، پول خرد، دگرگون کردن یاشدن، دگرگونى، مبادله، تغییردادن، معاوضه کردن، خرد کردن (پول)، تغییر کردن

۱۱

outlay

مبلغ سرمایه گذارى شده، خرج، بیرون گستردن، خرج کردن، هزینه، پرداخت

۱۲

simple

ساده، بسیط، بى تکلف، ساده دل، خام، ناآزموده، نادان، ساده کردن واژه هاى شامل

۱۳

crashing

خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط crash

۱۴

morphology

تاریخ تحولات لغوى، ریخت شناسى دستور زبان‌

۱۵

investment

سرمایه گذارى، مبلغ سرمایه گذارى شده