فرهنگ آریان‌پور

صدف

#۱۳۲٬۷۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

clam

حلزون دوکپه اى یا صدف خوراکى از جنس pecten، گوشت صدف، به چنگال گرفتن، محکم گرفتن

۲

cowry

خرمهره، صدف، نوعى حلزون دریایى

۳

pearl

مروارید، در، لولو، آب مروارید، مردمک چشم، صدف، با مروارید آراستن، صدف وار کردن، مرواریدى

۴

shale

سنگ رست، پوست، پوشش، صدف، سنگ نفت زا، صدف کندن، شوره سر، پولک

۵

shard

خرده ریز، پاره سفال، صدف، سفال، کوزه شکسته، شکستن و به صورت قطعات ریز درآوردن motherofpearl

۶

cowrie

خرمهره، صدف، نوعى حلزون دریایى

۷

ammonite

(جانور شناسى) صدف، فسیل جانور نرم تنى که منقرض شده است (آمونیت ها)

۸

shuck

پوسته، سبوس، پوست نخود و غیره، زدودن