واژههای فارسی←افسر سربازی کردهفرهنگ آریانپورافسر سربازی کرده#۱۳٬۲۷۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ranker(علوم نظامى) سرباز، افسر سربازى کرده، افسر ترفیع یافته، افسر صفىواژههای نزدیک در الفباافتضاح امیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح امیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح اورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح اورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح ایجادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافتضاح به بار اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر