واژههای فارسی←صدای مداوم و ارامفرهنگ آریانپورصدای مداوم و ارام#۱۳۲٬۶۷۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱humوزوز کردن، همهمه کردن، صدا کردن (مثل فرفره)، زمزمه کردن، در فعالیت بودن، فریب دادنواژههای نزدیک در الفباصدای به هم خوردن چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن دو جسم فلزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن دو چیز سختمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن دوتخته یا چیز دیگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن فلزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای بین بم و زیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر