فرهنگ آریان‌پور

افسر جزء

#۱۳٬۲۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

subaltern

تابع، زیردست، افسر جزء، مادون، فرعى

۲

subalternate

شخص پایین رتبه، افسر جزء، متوالى، متواتر

۳

minion

شخص یا جانور سوگلى، نوکریا وابسته چاپلوس، معشوق