واژههای فارسی←صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ و غیرهفرهنگ آریانپورصدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ و غیره#۱۳۲٬۴۸۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱crunchصداى خرد کردن یا خرد شدن چیزى زیر دندان یا زیر چرخ و غیره، خرد شدنواژههای نزدیک در الفباصدای به هم خوردن چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن دو جسم فلزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن دو چیز سختمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن دوتخته یا چیز دیگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن فلزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای بین بم و زیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر