واژههای فارسی←صدای تو توفرهنگ آریانپورصدای تو تو#۱۳۲٬۴۲۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱knockکوبیدن، زدن، درزدن، بد گویى کردن از، به هم خوردن، مشت، ضربت، صداى تو تو، عیبجویىواژههای نزدیک در الفباصدای به هم خوردن چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن دو جسم فلزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن دو چیز سختمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن دوتخته یا چیز دیگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای به هم خوردن فلزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصدای بین بم و زیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر