فرهنگ آریان‌پور

صدا کردن

#۱۳۲٬۲۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

blare

صدا کردن (مثل شیپور)، جار زدن، با فریاد گفتن

۲

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۳

hum

وزوز کردن، همهمه کردن، صدا کردن (مثل فرفره)، زمزمه کردن، در فعالیت بودن، فریب دادن

۴

clang

صداى جرنگ جرنگ، صداى شیپور، صداى به هم خوردن اسلحه، صدا کردن

۵

click

تیک، صداى مختصر، صداى حاصله از خوردن سم اسب بزمین، صدا کردن

۶

rustle

صداى برگ خشک، خش خش کردن، صدا کردن، صدا در آوردن از، صداى برگ خشک ایجاد کردن

۷

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۸

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس