فرهنگ آریان‌پور

صحیح

#۱۳۲٬۰۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

authentic

صحیح، معتبر، درست، موثق، قابل اعتماد

۲

good

خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله

۳

safe

امن، بى خطر، گاوصندوق، ایمن، سالم، صحیح، اطمینان بخش، صدمه نخورده، محفوظ، گاو صندوق

۴

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round دستور زبان‌

۵

right

مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق

۶

valid

معتبر، صحیح، قوى، سالم، قانونى، درست، داراى اعتبار، موثر

۷

correct

درست، صحیح، صحیح کردن، اصلاح کردن، تادیب کردن، تصحیح کردن

۸

accurate

درست، دقیق، صحیح

۹

all right

(در گویش) صحیح، بسیار خوب، بى عیب، حتمى

۱۰

simon pure

پاک و خالص، خالص، بى غل و غش، صحیح، راست حسینى TRUE

۱۱

well advised

عاقلانه، درست، صحیح، از روى عقل و منطق

۱۲

faithful

از روى وفادارى، وفاکارانه، صادقانه، از روى ایمان یا خلوص نیت ortho

۱۳

grammatical

دستورى، صرف و نحوى، مطابق قواعد دستور