فرهنگ آریانپور
صحنه سازی
#۱۳۲٬۰۶۱
miseenscene
صحنه سازى، کارگردانى و تنظیم صحنه تئاتر، محیط کلى
scenery
چشم انداز، منظره، صحنه سازى
histrionics
نمایش، اجراء نمایش، ظاهرسازى، صحنه سازى
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات