فرهنگ آریانپور
افسار کردن
#۱۳٬۲۰۵
rein
افسار، زمام، عنان، لجام، افسار کردن، کنترل، ممانعت، لجام زدن، راندن، مانع شدن
halter
افسار، تسمه، افسار کردن، پالهنگ، مهار، (وزنه بردارى) هالتر، طناب چوبه دار
picket
دستک، میخ چوبى، میخچه، چوب نوک تیز، چوب پرچین، کشیک، اعتصاب کردن، اعتصاب و جلوگیرى از ورود سایرین به محل کار، نرده کشیدن، مراقبت کردن، بستن، افسار کردن (اسب)، جلوکسى راه رفتن یا ایستادن
tackle
اسباب، لوازم کار، طناب و قرقره، گلاویز شدن با، نگاه داشتن، از عهده برآمدن، داراى اسباب و لوازم کردن، بعهده گرفتن، افسار کردن
tether
کمند، افسار، حدود، وسعت، افسار کردن