فرهنگ آریان‌پور

افسار کردن

#۱۳٬۲۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

rein

افسار، زمام، عنان، لجام، افسار کردن، کنترل، ممانعت، لجام زدن، راندن، مانع شدن

۲

halter

افسار، تسمه، افسار کردن، پالهنگ، مهار، (وزنه بردارى) هالتر، طناب چوبه دار

۳

picket

دستک، میخ چوبى، میخچه، چوب نوک تیز، چوب پرچین، کشیک، اعتصاب کردن، اعتصاب و جلوگیرى از ورود سایرین به محل کار، نرده کشیدن، مراقبت کردن، بستن، افسار کردن (اسب)، جلوکسى راه رفتن یا ایستادن

۴

tackle

اسباب، لوازم کار، طناب و قرقره، گلاویز شدن با، نگاه داشتن، از عهده برآمدن، داراى اسباب و لوازم کردن، بعهده گرفتن، افسار کردن

۵

tether

کمند، افسار، حدود، وسعت، افسار کردن