فرهنگ آریان‌پور

صحرایی

#۱۳۲٬۰۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

outdoor

بیرون، بیرونى، صحرایى، در هواى آزاد

۲

cross country

خارج از جاده و شارع اصلى، در فضاهاى باز دهات، صحرایى، در سرتاسر مزرعه، ورزش هاى میدانى و صحرایى

۳

field

میدان، زمین، صحرا، دشت، کشتزار، دایره، رشته، به میدان یا صحرا رفتن، پایکار