فرهنگ آریان‌پور

صبر کردن

#۱۳۱٬۹۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

wait

صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن

۲

await

منتظر بودن، منتظر شدن، انتظار داشتن، ملازم کسى بودن، در کمین (کسى) نشستن

۳

tarry

قیرى، قیراندود، درنگ، درنگ کردن، تاخیر کردن