واژههای فارسی←صاف کردهفرهنگ آریانپورصاف کرده#۱۳۱٬۸۵۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱strainedصاف کرده، پالوده، فشرده، کشاورده، کشدار، اجبارىواژههای نزدیک در الفباصاف کردن چیز مجعدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن خطمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن زیر غلتکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن زیر نوردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن مومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن و جلا دادن سنگ و چرم و چوبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر