فرهنگ آریان‌پور

صاحب منصب

#۱۳۱٬۷۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

officiary

صاحب منصب، مامور رسمى، مقام رسمى

۲

officer

افسر، صاحب منصب، مامور، متصدى، افسر معین کردن، فرماندهى کردن، فرمان دادن

۳

official

رسما

۴

functionary

مامور، کارگذار

۵

commissioner

عضو هیئت، مامور عالى رتبه دولت