فرهنگ آریان‌پور

افزوده

#۱۳٬۱۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

addend

افزوده، مضاف، عدد مضاعف، عدد افزوده شده چاپ‌ runin

۲

adjunct

الحاقى، افزوده، فرعى، ملازم، ضمیمه، معاون، یار، کمک (دستور زبان، منطق) فرع، قسمت الحاقى، صفت فرعى

۳

additional

اضافى، افزوده

۴

intercalary

اندر جاه، زائد، اضافى، افزوده، کبیسه، مندرج

۵

up

بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)

۶

more

بیشتر، زیادتر، بیش

۷

super

اعلى، بسیار خوب، بزرگ اندازه، عالى، خوب پیشوندى است به معنى " مربوط به بالا " و " واقع در نوک چیزى " و " بالایى " و " فوق " و " برتر " و " ابر " و " مافوق " و " ارجح " و " بیشتر "

۸

dopant

آلاینده

۹

addition

افزایش، اضافه، لقب، متمم اسم، اسم اضافى، ضمیمه، (ریاضى) جمع (زدن)، (شیمى) ترکیب چند ماده با هم

۱۰

accession

نزدیکى، ورود، دخول، پیشرفت، افزایش، نیل (بجاه و مقام بخصوص سلطنت)، جلوس، (پزشکى) شیوع، بروز، (حقوق) تملک نما ى، شیى اضافه یا الحاق شده، نمائات (حیوان و درخت)، تابع وصول، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن ریاضی‌

۱۱

supplement

مکمل، ضمیمه، متمم، الحاق، زاویه مکمل، تکمیل کردن، ضمیمه شدن به، پس آورد، هم آورد

۱۲

supplementary

تکمیلى، اضافى، متمم، مکمل، پس آورده، هم آورده