فرهنگ آریان‌پور

افزایش

#۱۳٬۰۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

addition

افزایش، اضافه، لقب، متمم اسم، اسم اضافى، ضمیمه، (ریاضى) جمع (زدن)، (شیمى) ترکیب چند ماده با هم

۲

accretion

افزایش، رشد پیوسته، به هم پیوستگى، اتحاد، یک پارچگى، (حقوق) افزایش ب هاى اموال، افزایش میزان ارث

۳

increscent

افزایش، اضافه، زیادى، توسعه، زیاد شونده

۴

enhancement

افزایش، بالا بردن

۵

augmentation

افزایش، اضافه

۶

intensification

افزایش، تشدید، پر قوت سازى، افزون شدگى

۷

gain

سود، منفعت، نفع، صرفه، استفاده، افزایش، به دست آوردن، سود بردن، فایده بردن، پیدا کردن، کسب کردن، باز یافتن، نائل شدن، پیشرفتن، بهبودى یافتن، رسیدن، زیاد شدن، بهره تقویت، حصول

۸

access

دسترس، دسترسى، راه، تقریب، اجازه دخول، راه دسترس، مدخل، وسیله حصول، افزایش، الحاق، اضافه، (پزشکى) بروز مرض، حمله، اصابت، (حقوق) دسترسى یا مجال مقاربت، (در مسیحیت) تقرب به خدا، دست یابى

۹

growth

رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل

۱۰

auxesis

(زیست شناسى) رشد توام با عدم تقسیم یاخته، تفصیل، بسط، تقویت، افزایش، مبالغه

۱۱

addendum

ضمیمه، ذیل، افزایش، الحاق

۱۲

increase

افزودن، افزایش، زیاد کردن، توسعه دادن، توانگر کردن، ترفیع دادن، اضافه، رشد، ترقى، زیادشدن

۱۳

accession

نزدیکى، ورود، دخول، پیشرفت، افزایش، نیل (بجاه و مقام بخصوص سلطنت)، جلوس، (پزشکى) شیوع، بروز، (حقوق) تملک نما ى، شیى اضافه یا الحاق شده، نمائات (حیوان و درخت)، تابع وصول، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن

۱۴

increment

نمو، نمو دادن، افزایش، ترقى، سود، توسعه

۱۵

adjunction

الحاق، افزایش، ضمیمه، مشاع سازى

۱۶

amplification

بسط، توسعه، افزایش، تقویت

۱۷

aggrandizement

عمل بزرگ کردن، افزایش، بزرگى، اعزاز