فرهنگ آریان‌پور

شیاردار کردن

#۱۳۰٬۹۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

channel

شیاردار کردن، دریا، کندن (مجرا یا راه)، (معنى مجازى، در جمع) هر گونه نقل و انتقال چیز یا اندیشه و نظر و غیره، ترعه، مجرا، خط مشى، کانال

۲

furrow

زمین یا مزرعه شخم زده، شیار، خط گود، شیاردار کردن، شیار زدن، شخم زدن

۳

chase

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۴

fuller

انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل full

۵

groove

شیار، خیاره، خط، گودى، جدول، کانال، (علوم نظامى) خان تفنگ، (مجازى) کارجارى و یکنواخت، عادت زندگى، خط انداختن، شیار دار کردن

۶

corrugate

چین دادن، موجدار کردن، راه راه کردن