فرهنگ آریان‌پور

شیار دار کردن

#۱۳۰٬۸۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

rib

دنده، تکه گوشت دنده دار، دنده دار کردن، گوشت دنده، هر چیز شبیه دنده، پشت بند زدن، مرز گذاشتن، نهر کندن، شیار دار کردن

۲

rut

مستى، شور، شهوت، فحلى، گشن آمدن، گرمى، مست شهوت شدن، شور پیدا کردن، فحل شدن، رد جاده، اثر، خط شیار، عادت، روش، شیار دار کردن، خط انداختن

۳

ridge

برآمدگى، مرز، لبه، خط الراس، خرپشته، نوک، مرز بندى کردن، شیار دار کردن

۴

groove

شیار، خیاره، خط، گودى، جدول، کانال، (علوم نظامى) خان تفنگ، (مجازى) کارجارى و یکنواخت، عادت زندگى، خط انداختن، شیار دار کردن

۵

gutter

آب رو، فاضل آب، جوى، شیار دار کردن، آب رودار کردن، قطره قطره شدن

۶

indenture

سند دو نسخه اى، دوتاسازى، دوبل کردن، قرارداد، سیاهه رسمى زدندانه گذارى، عهد نامه، کنترات به شاگردى گرفتن، با سند مقید کردن، با سند مقید شدن، با قرار داد استخدام کردن، شیار دار کردن، دندانه دار کردن

۷

furrow

زمین یا مزرعه شخم زده، شیار، خط گود، شیاردار کردن، شیار زدن، شخم زدن

۸

trench

چال، جان پناه، خندق، گودال، سنگر، استحکامات خندقى، شیار طولانى، کندن، خندق زدن