فرهنگ آریان‌پور

شی‌ ء

#۱۳۰٬۸۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

thing

چیز، شییء، کار، اسباب، دارایى، اشیاء، جامه، لباس، موجود

۲

entity

نهاد، وجود

۳

object

مقصود، شییء، چیز، شیى، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا، اعتراض کردن، مخالفت کردن