فرهنگ آریان‌پور

شوهر دادن

#۱۳۰٬۸۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

marry

عروسى کردن (با)، ازدواج کردن، شوهر دادن

۲

espouse

عقد کردن، عروسى کردن، نامزد کردن، شوهر دادن، حمایت کردن از، عقیده داشتن به

۳

husband

شوهر، شوى، کشاورز، گیاه پرطاقت، نر، شخم زدن، کاشتن، باغبانى کردن، شوهر دادن، جفت کردن

۴

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت