فرهنگ آریانپور
شوهر
#۱۳۰٬۸۲۰
husband
شوهر، شوى، کشاورز، گیاه پرطاقت، نر، شخم زدن، کاشتن، باغبانى کردن، شوهر دادن، جفت کردن
man
مرد، انسان، شخص، بر، نوکر، مستخدم، اداره کردن، گرداندن (امور)، شوهر، مهره شطرنج، مردى man عامیانه hubby
mate
لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن mate old man
master
ارباب، کارفرما، صاحب، ماهر شدن، دانشور، چیره دست، استاد، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن، استاد شدن، تسلط یافتن بر، رام کردن
partner
شریک شدن یا کردن، شریک، همدست، انباز، همسر، یار