فرهنگ آریانپور
شوند
#۱۳۰٬۷۳۶
tool
ابزار، آلت، شکل دادن، مجهز کردن، افزار، اسباب، آلت دست، داراى ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن
lever
اهرم، دیلم، اهرم کردن، با اهرم بلند کردن، تبدیل به اهرم کردن، (در ترازو و غیره) شاهین، میله، میله اهرم، دسته
organ
ارگ، ارغنون، عضو، اندام، آلت، وسیله، ارگان
implement
آلت، افزار، ابزار، اسباب، اجرا، انجام، انجام دادن، ایفاء کردن، اجراء کردن تکمیل کردن، پیاده کردن، وسیله
instrument
وسیله، آلت، اسباب، ادوات، سند instrument instrumentality