فرهنگ آریان‌پور

شوریدگی

#۱۳۰٬۶۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

frenzy

دیوانه کردن، شوریده کردن، آشفتن، دیوانگى آنى، شوریدگى، هیجان

۲

flap

ضربه، صداى چلپ، آویخته و شل، برگه یا قسمت آویخته، زبانه کفش، بال و پر زدن مرغ به هم زدن، پرزدن، درى ورى گفتن

۳

crisis

بحران deliriousness

۴

ferment

ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب

۵

delirium

سرسام، هذیان، پرت گویى، دیوانگى

۶

frenzied

دیوانه وار، شوریده، آشفته، از جا در رفته

۷

excitement

شور، تهییج

۸

distraction

گیجى، حواس پرتى، دیوانگى