فرهنگ آریان‌پور

شور

#۱۳۰٬۵۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

briny

شور، مثل آب دریا، نمکین

۲

excitement

شور، تهییج

۳

rut

مستى، شور، شهوت، فحلى، گشن آمدن، گرمى، مست شهوت شدن، شور پیدا کردن، فحل شدن، رد جاده، اثر، خط شیار، عادت، روش، شیار دار کردن، خط انداختن

۴

salty

نمکین، شور

۵

saline

محلول نمک، درجه شورى، نمک دار، نمکین، شور

۶

brinish

(briny =) ـ نمکین، شور

۷

phrensy

(frenzy =) ـ دیوانگى، شور

۸

rapture

از خود بیخودى، شعف و خلسه روحانى، حالت جذب و انجذاب، وجد روحانى، ربایش، جذبه، شور، به وجد آوردن، از خود بیخود کردن، خلسه

۹

sensation

احساس، حس، شور، تاثیر، (معنى مجازى) ظاهر chevre

۱۰

deliberation

سنجش، بررسى، اندیشه، تامل، فرصت، شور

۱۱

pep

حال، نیرو، بشاشت، چالاکى، نیرو دادن

۱۲

bang

بستن، محکم زدن، چترى بریدن (گیسو) ـ صداى بلند یا محکم، چتر زلف

۱۳

throe

تیر کشیدن (در د)، زایمان، رنج، گیرودار

۱۴

lather

کف صابون، کف یا عرق اسب، صابون زدن، کف به دهان آوردن، هیجان بحران‌ و غیره‌