فرهنگ آریان‌پور

شو - خم -

#۱۳۰٬۴۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lithe

نرم، خم شو، لاغر اندام

۲

limber

خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن

۳

pliant

نرم، خم شو، راضى شو، زود راضى شو، دمدمى مزاج، تاشو

۴

pliable

خم پذیر، خم شو، انحناء پذیر، نرم شدنى، قابل انعطاف

۵

flexible

خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر