فرهنگ آریان‌پور

شهروند کردن

#۱۳۰٬۳۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن

۲

naturalize

به تابعیت کشورى در آمدن، پذیرفته شدن (در کشور)، جزو زبانى وارد شدن (کلمات)، بومى شدن (گیاه و جانور)، طبیعى شدن