فرهنگ آریان‌پور

شهروند

#۱۳۰٬۳۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

citizen

تابع، رعیت، تبعه یک کشور، شهروند

۲

national

ملى، قومى، وابسته به قوم یا ملتى، تبعه، شهروند

۳

burgher

مردم آزاد شهر یا قصبه، شهرنشینان

۴

freeman

شهرنشین آزاد، کسى که داراى حقوق مدنى است

۵

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن