فرهنگ آریان‌پور

شهرت

#۱۳۰٬۲۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fame

شهرت، نام، آوازه، مشهور کردن

۲

celebrity

شهرت، شخص نامدار

۳

reputation

شهرت، اعتبار، آبرو، خوشنامى، اشتهار، آوازه

۴

odour

(odor =) ـ بو، رایحه، عطر، عطر و بوى، طعم، شهرت

۵

stand

(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات

۶

esteem

قدر، اعتبار، اقدام، رعایت ارزش، نظر، شهرت، ارجمند شمردن، لایق دانستن، محترم شمردم

۷

report

گزارش، گزارش دادن، شهرت، انتشار، صدا

۸

emprise

اقدام، عمل متهورانه و ابتکارى، شهرت، تقریر، عهده دار شدن

۹

estimate

تخمین، تخمین زدن، براورد کردن، برآورد، دیدزنى، تقویم، ارزیابى، قیمت، شهرت، اعتبار، برآورد کردن

۱۰

attribute

صفت، نسبت دادن، نشان، خواص، شهرت، افتخار، حمل کردن (بر) ـ

۱۱

grapevine

(گیاه شناسى) درخت انگور، تاک، مو، شایعه، شهرت

۱۲

notability

برجستگى، اهمیت، شهرت

۱۳

name

یعنى، به نام، با ذکر نام، براى مثال

۱۴

eclat

روشنى خیره کننده، درخشش، افتضاح، سر و صدا زیاد

۱۵

honor

(honour =) ـ احترام، عزت، افتخار، شرف، شرافت، آبرو، ناموس، عفت، نجابت، تشریفات (در دانشگاه) امتیاز ویژه، (در خطاب) جناب، حضرت، احترام کردن به، محترم شمردن، امتیاز تحصیلى آوردن، شاگر اول شدن

۱۶

luster

زرق و برق، درخشندگى، جلوه، درخشش، لوستر، درخشیدن، جلوه داشتن، برق زدن

۱۷

dignity

بزرگى، جاه، شان، مقام، رتبه، وقار