فرهنگ آریان‌پور

افروخته

#۱۳٬۰۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر

۲

alight

روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن