فرهنگ آریان‌پور

افروختن

#۱۳٬۰۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن

۲

inflame

بر افروختن، به هیجان آوردن، (پزشکى) داراى آماس کردن، ملتهب کردن، آتش گرفتن، عصبانى و ناراحت کردن، متراکم کردن

۳

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۴

ignite

آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن