فرهنگ آریانپور
شهد
#۱۳۰٬۱۵۲
ooze
شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى
honey
انگبین، عسل، شهد، (مجازى) محبوب، عسلى کردن، (مج) چرب و نرم کردن
nectar
شراب لذیذ خدایان یونان، شهد، شربت، نوش
ambrosia
(افسانه) خوراک خدایان که زندگى جاوید به آنها مى داده، مائده ى بهشتى، شهد، عطر
molasses
شیره قند، شهد، ملاس، شیره
bleed
(past: bled ; past participle: bled) ـ خون آمدن از، خون جارى شدن از، خون گرفتن از، خون ریختن، اخاذى کردن
juice
آب میوه، شیره، عصاره، شربت، جوهر
treacle
شیره قند، تریاق