فرهنگ آریانپور
شهادت دادن
#۱۳۰٬۱۲۹
attest
شهادت دادن، سوگند یاد کردن، تصدیق امضاء کردن
affirm
اظهار کردن، به طور قطع گفتن، تصدیق کردن، اثبات کردن، تصریح کردن، شهادت دادن
testate
(شخص) وصیت کرده، داراى وصیت، شاهد، وصیت کردن، شهادت دادن
testify
گواهى دادن، شهادت دادن، تصدیق کردن
voucher
سند، مدرک، دستاویز، ضامن، گواه، شاهد، تضمین کننده، شهادت دادن، هزینه
witness
گواهى، شهادت، گواه، شاهد، مدرک، شهادت دادن، دیدن، گواه بودن بر
evidence
گواه، مدرک (مدارک)، ملاک، گواهى، شهادت، شهادت دادن، ثابت کردن
certify
تصدیق کردن، صحت و سقم چیزى را معلوم کردن، شهادت کتبى دادن، مطمئن کردن، تضمین کردن، گواهى کردن