فرهنگ آریانپور
شنوایی
#۱۳۰٬۰۵۵
audition
شنوایى، قدرت استماع، استماع، آزمایش هنرپیشه، سامعه
ear
زود، بزودى، مربوط به قدیم، عتیق، اولیه، در اوایل، در ابتدا
hearing
(past: heard ; past participle: heard) ـ شنیدن، گوش کردن، گوش دادن به، پذیرفتن، استماع کردن، خبر داشتن، درک کردن، سعى کردن، اطاعت کردن hear