فرهنگ آریانپور
شناور شدن
#۱۲۹٬۹۷۸
swim
(past: swam ; past participle: swum) ـ شنا کردن، شناور شدن، شنا، شناورى
float
جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن
levitate
برخاستن، بلند شدن، شناور شدن