فرهنگ آریان‌پور

شناور ساختن

#۱۲۹٬۹۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

buoy

رهنماى شناور، گویچه روآبى، جسم شناور، روى آب نگاه داشتن، شناور ساختن

۲

float

جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن