فرهنگ آریانپور
شناور
#۱۲۹٬۹۶۱
afloat
شناور، در حرکت
buoyant
شناور، سبک، سبکروح، خوشدل
free swimming
شناور، قادر به شنا (به علت عدم اتصال به چیزى) ball cock
adrift
دستخوش طوفان، غوطه ور (روى آب)، (مجازى) آواره، بدون هدف، سرگردان، شناور عامیانه freefloating
floating
جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن float