فرهنگ آریان‌پور

شناور

#۱۲۹٬۹۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

afloat

شناور، در حرکت

۲

buoyant

شناور، سبک، سبکروح، خوشدل

۳

free swimming

شناور، قادر به شنا (به علت عدم اتصال به چیزى) ball cock

۴

adrift

دستخوش طوفان، غوطه ور (روى آب)، (مجازى) آواره، بدون هدف، سرگردان، شناور عامیانه‌ freefloating

۵

floating

جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن float