فرهنگ آریان‌پور

افراط‌ کردن

#۱۲٬۹۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

indulge

مخالفت نکردن، مخالف نبودن، رها ساختن، افراط کردن (در استعمال مشروبات و غیره)، زیاده روى کردن، شوخى کردن، دل کسى را به دست آوردن، نرنجاندن

۲

overdo

(past: overdid ; past participle: overdone) ـ بیش از حد انجام دادن، بحد افراط رساندن

۳

wallow

غلتیدن، در گل و لاى غوطه خوردن