فرهنگ آریان‌پور

افراط

#۱۲٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

extravagance

افراط، گزافگرى، زیاده روى، بى اعتدالى

۲

self indulgence

افراط، زیاده روى

۳

frill

چین، حاشیه چین دار، زواید، تزیینات، پیرایه، چیز بیخود یا غیر ضرورى، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن

۴

excess

فزونى، زیادتى، زیادى، افراط، بى اعتدالى، اضافه

۵

plethora

ازدیاد خون در یک نقطه، افراط، ازدیاد

۶

indulgence

بخشیدن، لطف کردن، از راه افراط بخشیدن، ولخرجى کردن، غفو کردن، زیاده روى، افراط

۷

exorbitance

(exorbitancy =) ـ زیادى، افراط، بیش از حد، گزافى

۸

superfluity

زیادى، افراط، فراوانى بیش از حد

۹

intemperance

زیاده روى، بى اعتدالى، افراط

۱۰

overindulgence

آزادى بیش از حد دادن، افراط

۱۱

orgy

(روم و یونان قدیم) مجالس عیاشى و مى گسارى به افتخار خدایان، مى گسارى عیاشى

۱۲

surfeit

پرخوردن، زیاده روى، امتلاء