فرهنگ آریانپور
افراط
#۱۲٬۹۷۲
extravagance
افراط، گزافگرى، زیاده روى، بى اعتدالى
self indulgence
افراط، زیاده روى
frill
چین، حاشیه چین دار، زواید، تزیینات، پیرایه، چیز بیخود یا غیر ضرورى، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن
excess
فزونى، زیادتى، زیادى، افراط، بى اعتدالى، اضافه
plethora
ازدیاد خون در یک نقطه، افراط، ازدیاد
indulgence
بخشیدن، لطف کردن، از راه افراط بخشیدن، ولخرجى کردن، غفو کردن، زیاده روى، افراط
exorbitance
(exorbitancy =) ـ زیادى، افراط، بیش از حد، گزافى
superfluity
زیادى، افراط، فراوانى بیش از حد
intemperance
زیاده روى، بى اعتدالى، افراط
overindulgence
آزادى بیش از حد دادن، افراط
orgy
(روم و یونان قدیم) مجالس عیاشى و مى گسارى به افتخار خدایان، مى گسارى عیاشى
surfeit
پرخوردن، زیاده روى، امتلاء