فرهنگ آریان‌پور

شناختن

#۱۲۹٬۶۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

agnize

شناختن، برسمیت شناختن، اقرار کردن

۲

identify

شناختن، تشخیص هویت دادن، یکى کردن، تشخیص هویت، باز شناختن، مربوط ساختن

۳

know

(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن

۴

notice

آگهى، خبر، اعلان، توجه، اطلاع، اخطار، ملتفت شدن، دیدن، شناختن، ملاحضه کردن

۵

recognize

تشخیص دادن، شناختن، برسمیت شناختن، تصدیق کردن، بازشناختن

۶

spot

خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى

۷

place

جا، محل، مرتبه، قرار دادن، گماردن، جایگاه، میدان، فضا، مکان، در محلى گذاردن، گذاشتن، جاى دادن، وهله، صندلى

۸

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن