فرهنگ آریان‌پور

شن

#۱۲۹٬۵۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

gravel

شن، ریگ، ماسه، سنگ مثانه، سنگریزه، شنى، شن دار، متوقف کردن، در شن دفن کردن، شن پاشیدن

۲

grit

سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن

۳

sand

ماسه، شن، ریگ، شن کرانه دریا، شن پاشیدن، سنباده زدن، شن مال یا ریگ مال کردن