فرهنگ آریان‌پور

شمع

#۱۲۹٬۵۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

taper

شمع مومى، باریک شونده، نوک تیز، باریک شدن، مخروطى شدن

۲

buttress

شمع پشتیبان دیوار، حایل، نگهدار، پایه، شمع زدن، محکم بستن، داراى شمع یا حایل

۳

prop

حایل، نگهدار، پایه، تیر، شمع (در معدن)، نگهداشتن، پشتیبانى کردن، حایل کردن یا شدن

۴

candle

(candling =) ـ شمع، شمع ساختن

۵

stanchion

پایه، تیر، میل، شمع، حایل، نگهدار، سایبان یا چادر جلو مغازه، مهار یا محدود کردن، تیر دار کردن

۶

spark plug

(مکانیک) شمع (مولد جرقه موتور)، آغاز کردن، بانى شدن

۷

strut

خرامیدن، خرامش، قدم زنى با تبختر

۸

truss

چوب بست زدن، پایه زدن، بستن، به سیخ کشیدن، به دار آویختن، جفت کردن، گره زدن، دسته کردن، متمسک شدن، کوک زن، به هم بستن، بادبان را جمع کردن، بار سفر بستن، به دار آویخته شدن، خرپا، شکم بند، بقچه، انبان، فتق بند

۹

underpinning

پى بندى کردن، پى سنگى درزیر دیوار قرار دادن، پشتیبانى یا تایید کردن