فرهنگ آریان‌پور

شمش

#۱۲۹٬۴۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bullion

شمش، شمش زر یا سیم

۲

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۳

ingot

قالب (ریخته گیرى)، شمش (طلا و نقره و فلزات)، به صورت شمش در آوردن