فرهنگ آریان‌پور

شمردن

#۱۲۹٬۴۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن

۲

enumerate

شمردن، به شمار آوردن، محسوب داشتن، برشمردن، یکایک شمردن

۳

aim

دانستن، فرض کردن، ارزیابى کردن، شمردن، رسیدن، نائل شدن (به)، به نتیجه رسیدن، قراول رفتن، قصد داشتن، هدف گیرى کردن، نشانه گرفتن حدس، گمان، جهت، میدان، مراد، راهنمایى، رهبرى، نشان، هدف، مقصد

۴

rate

درچند، نرخ، سرعت، روش، طرز، منوال، نرخ بستن بر، بها گذاشتن بر، بر آورد کردن، شمردن، میزان، ارزیابى کردن

۵

count

شمار، شمردن، کنت، حساب کردن، پنداشتن، فرض کردن

۶

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۷

repute

آوازه داشتن، شمردن، فرض کردن، شهرت داشتن، اشتهار

۸

include

در برداشتن، شامل بودن، متضمن بودن، قرار دادن، شمردن، به حساب آوردن، شامل شدن، در بر گرفتن، گنجاندن

۹

number

کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن