فرهنگ آریان‌پور

افراختن

#۱۲٬۹۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

erect

عمودى، قائم، راست، سیخ، راست کردن، شق شدن، افراشتن، برپا کردن، بنا کردن

۲

uphold

(past: upheld ; past participle: upheld) ـ حمایت کردن از، تقویت کردن، تایید کردن